سيد علي اكبر قرشي

172

قاموس قرآن ( فارسي )

جنبه بالارض فهو ضاجع » . مضاجع جمع مضجع . محل دراز كشيدن ( خوابگاه ) است . * ( « فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ » ) * نساء : 34 . آنها را موعظه كنيد ، در خوابگاهها از آنها كنار باشيد ، آنها را بزنيد . اين سه عمل به ترتيب است . * ( « قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ » ) * آل عمران : 154 . مضجع اعمّ از آنست كه خوابگاه باشد يا قبر يا قتلگاه . مراد از مضاجع در آيه قتلگاههاست يعنى : بگو اگر در خانه هايتان مىبوديد آنان كه قتل بر آنها نوشته شده بود حتما بسوى قتلگاههاى خويش بيرون ميشدند . در نهج البلاغه حكمت 131 بشخصى فرمايد : دنيا كى تو را مغرور كرده ؟ ! آيا با مصارع پدرانت از پوسيدگى ؟ ام بمضاجع امّهاتك تحت الثّرى . كه منظور از مضاجع قبور است . در زيارت امير المؤمنين عليه السّلام هست « السّلام عليك يا مولاى و على ضجيعيك آدم و نوح و رحمة اللَّه و بركاته » يعنى سلام بر تو و بر دو هم مضجعت و هم قبرت آدم و نوح . . . بنا بر روايتى كه آدم و نوح نيز در آنجا مدفوناند . اين كلمه به صورت جمع سه بار در كلام خدا يافته است ، دو محل نقل شد سومى آيهء * ( « تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً » ) * سجده : 16 . مىباشد . ضحك : بفتح و كسر ( ض ) خنده . اقرب الموارد گويد : آن انبساط وجه است بطوريكه دندانها از سرور ظاهر شوند . اگر بى صدا باشد تبسم است اگر صدايش از دور شنيده شود قهقهه و گرنه ضحك است . راغب گويد : به علت ظاهر شدن دندانها در خنديدن ، دندانهاى جلوى را ضواحك گفته‌اند . بمسخره از روى استعاره ضحك گويند . و در سرور مجرد و در تعجب نيز استعمال مىشود . * ( « أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ . وَتَضْحَكُونَ وَلا تَبْكُونَ » ) * نجم : 59 - 60 . ضحك در اينجا بمعنى خنده است